تبليغاتX
دست نوشته های یک نوزاد
منت خدای را عزو جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت

نمیدونم مردم دیوار رو خوب میدونن یا بد. نمیدونم اصلا دیوار رو میشناسن یا نه.اگه می‌شناسن تا حالا بهش فکر کردن یا نه. همش حرف از آزادی می‌زنیم ولی آزاد باشیم که چیکار کنیم ؟ آزاد باشیم که دیوارامون رو گسترش بدیم دیوارهایی که خودمون دور خودمون کشیدیم یا ... . خدا کنه دنبال آزادی باشیم که دیوارامون رو خراب کنیم نه ... . دیوارهایی ما رو از هم جدا کرده ، حتی افراد رو از خودشون جدا کرده دیوارهایی که ... .

لعنت بر دیوار ... . کاش همه‌ی چهاردیواریهامون مثل اون خونه‌ای که نگار دیده بود فقط پنجره داشت فقط پنجره.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 21:2  توسط پسر خوب | 
اومدم یه پست درباره ی پست ۲تاقبلی(جملات چقدر مهم اند) بذارم من که گفتم تنها کسم رو نه این که من کسی رو دوست ندارم و نه این که کسی منو دوست نداره ولی گفتم تنها کسی که میتونستم باهاش راحت صحبت کنم رو از دست دادم خوب کاملا دردش رو قلبم سنگینی میکرد ولی تجربه ی خوبی بود این که تونستم حرفهامو به کسانی دیگر نیز بگویم(حال کردید تغییر لحن رو از محاوره ای به زمان فردوسی تغییر لحن دادم) افرادی چون: محمد پیرهوشیاران-خانم ملا شریفی-تا حدودی خانم حجاریان و ... و این که مطلب دوتا قبلیم باعث شد روابطم با اون فرد کاملا بهبود یابد مرسی از همه

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 16:25  توسط پسر خوب | 
خوبه دیگه چند ماهی هست که هر روز یکی(این یکی یه آدم خاص رو شامل نمیشه خیلی افراد هستند) می آد میگه این کار رو بکن یا این کار رو نکن من نمیدونم واقعا چه فکری میکنن همیشه فکر میکنن که درست انجام میدن اصلا من نمیدونم چه فکری میکنن به قول درسا اصلا درست چیه چطور به خودشون اجازه میدن که بیان چیزایی رو بگن من انجام بدم که از نظر من احمقانه هست یا این که خودشون چقدر به اون عمل میکنن که اینو به من میگن کسانی که هر روز ارزشهای من رو زیر پاشون له میکنن واقعا براتون متاسفم! قبلا هم گفته بودم:

گاهی به خودت نگاه کن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 18:29  توسط پسر خوب | 
بدینوسیله مراتب تبریک این جانب را به شما منتخبین شورای صنفی اعلام میکنم :

خانم مریم براتی- آقای بهزاد قدیانلو - آقای کوروش بهنام - خانم سروناز معمارزاده - آقای مهرداد باقری - آقای علی پاک نیت و خانم مریم نژادیان این موفقیت را به شما و همه ی عزیزانی که شما را در این را حمایت کردند تبریک میگویم .

درضمن میشه مهتابی های کتابخونه رو زیاد کنید و نور آفتابی هم اضافه کنید میشه سریع تر کم کم دارم عصبانی میشم تا ۱ شنبه درست نشه حمله میکنم شورا صنفی بعد شورا سقوط میکنه

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 8:16  توسط پسر خوب | 

چقدر جملات مهم اند....

 امروز داشتم با مرتضی برمیگشتم درباره ی ارتباط با دیگران صحبت میکردیم باز داغ دلم تازه شد! چقدر جملات مهم اند ...

کجایید ای یاران بی مدعای من؟ چقدر جملات مهم اند ....

کجایید کسانی که گذشتتون عاشقانه بود کسانی که مهدی رو با تمام وجودتون دوست داشتید؟ چقدر جملات مهم اند....

کجایید که ببینید مهدی تون وقتی میره کوه هیچ کس رو نداره با اون باشه؟ چقدر جملات مهم اند....

کجایید که ببینید مهدی تون هیچ کس رو نداره بتونه با اون ارتباط برقرار کنه؟ چقدر جملات مهم اند....

 کجایید ببینید مهدی تون هیچ کسی رو نداره باهاش حرف بزنه؟ چقدر جملات مهم اند ....

کجایید که ببینید مهدی تون برای کاری که نکرده سخت ترین مجازاتی که تاحالا توو زندگیش دیده رو داره تجربه می کنه؟ چقدر جملات مهم اند....

کجایید ببینید که مهدی تون تنها کسش رو توو جایی به نام دانشکده فقط به خاطر بد بیان شدن یه جمله از دست میده؟ چقدر جملات مهم اند....

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 21:13  توسط پسر خوب | 

تخته کنید گروه را    هين    که     نگار      می   رود              مژده   دهيد   عباسی   را   بوی  بهار  می رود

 

راه میرود يار  ما   ،  آن   مه     ده      چهار     ما              که  رخ  نور   بخش  او  ز پیش ما   می رود

 

چاک شده ست آسمان،غلغله ای ست در جهان            عنبر و مشک می‌میرد ،سنجق يار می رود

 

رونق باغ می رود، چشم  و   چراخ    می رود            غم  به  پیش  می رسد ، مه به پیش می رود

 

تير روانه  می رود   ،   سوی    کجا    می رود ؟            ما چه نشسته ايم پس؟شه زپیش ما می‌رود

 

باغ   آه   می‌کشد  سرو  ناله    می کند            خزان  سوار می رسد، غنچه  پياده می رود

 

چون بروی ز کوی ما،خامشی شود خوی ما            زان که زگفت و گوی ما، گل و بلبل می‌رود

                                                                           محصول مشترک پسر خوب و مولانا جلال‌الدین بلخی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 22:2  توسط پسر خوب | 
امروز یه جمله خوندم رسما بهم گفت انسان نیستی:

از بقراط پرسیدند : انسانیت چیست؟ گفت: تواضع در وقت رفعت- عفو هنگام قدرت - سخاوت در تنگ دستی -  بخشش بدون منت.

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 16:22  توسط پسر خوب | 
 برخورد عالی خانم طهرانی و امیر و مرتضی بعد از عید بعد از اون اشتباهی که انجام دادم و امروز رفتار  آذرین- توو دانشکده-رفتارهای محمدرضا و توحید - توو مدرسه - بعد از هر اشتباهم! گذشتشون! خدایا چرا بقیه انقدر میتونن خوب رفتار کنن خدایا  چرا همیشه  کوچکترین اشتباهات افراد توو روابطم تاثیر میذاره ولی بهترین دوستام انقدر خوب میتونن کنترل کنن مگه اونا بهترین دوستام نیستن پس چرا یاد نمیگیرم چرا هیچ وقت اراده نکردم سعی کنم ببخشم! اشتباهات افراد رو بدون اینکه ناراحتشون کنم ببخشم!

خدایا گذشت هر روز مادر و پدرم....

چرا میبینم و تلاش نمیکنم

بار خدایا بر من ببخش بر من ببخش که ناتوانم

بار خدایا بر من ببخش اگر  نمیتوان ببخشم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:40  توسط پسر خوب | 

بيتوته کوتاهی ست جهان

در فاصله گناه و دوزخ

خورشيد

همچون دشنامی بر می آيد

و روز

شرمساری جبران ناپذيريست

آه

پيش از آنکه در اشک غرقه شوم

چيزی بگوی

درخت٬

جهل معصيت بار نياکان است

و نسيم

وسوسه ئی ست نا به کار.

مهتاب پاييزی

کفريست که جهان را می آلايد.

چيزی بگوی

پيش از آنکه در اشک غرقه شوم

 چيزی بگوی

هر دريچه نغز

بر چشم انداز عقوبتی می گشايد.

عشق

 رطوبت چندش انگيز پلشتی ست

و آسمان

سرپناهی

تا به خاک بنشينی و

بر سرنوشت خويش

گريه ساز کنی.

آه

پيش از آنکه در اشک غرقه شوم چيزی بگوی٬

هر چه باشد

چشمه ها

از تابوت می جوشند

و سوگواران ژوليده آبروی جهانند.

عصمت به آينه مفروش

که فاجران نيازمندترانند.

خاموش منشين

خدا را

پيش از آنکه در اشک غرقه شوم

از عشق

چيزی بگوی

(احمد شاملو)

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 15:32  توسط پسر خوب | 
گاهی به آسمان نگاه کن خواسته ی بزرگیست گاهی به خودت نگاه کن.
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:14  توسط پسر خوب |